مغز چیست ؟
مغز در کنار طناب نخاعی، دستگاه عصبی مرکزی را تشکیل می دهد. وزن متوسط مغز انسان 1400-1300 گرم است. در هنگام تولد وزن مغز کمتر از 400-350 گرم است. با رشد بچه با این که تعداد سلول های عصبی ثابت می ماند ولی اندازه سلول ها و ارتباطاتشان افزایش می یابد و مغز در سن شش سالگی به اندازه کاملش می رسد.
مغز از ماده خاکستری (40 درصد) و ماده سفید (60 درصد) تشکیل شده است. اگرچه مغز تنها دو درصد وزن بدن را تشکیل می دهد، 20 درصد جریان خون بدن به آن می رسد. مغز از سه بخش اصلی تشکیل شده: مخ، مخچه، ساقه مغز.
یک تندباد دریایی،گردباد چرخان قوی ای است که بالای اقیانوس های گرم نزدیک استوا شکل می گیرد. نام دیگر تندباد دریایی، گردباد گرمسیری است. تندبادهای دریایی بادهای چرخان قوی (حداقل سرعت آنها 74 مایل در ساعت یا 119 کیلومتر در ساعت است)، مقدار عظیمی باران، فشار هوای پایین و رعد و برق دارند. بادهای گردبادی یک تندباد بر خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت، حول یک چشم آرام مرکزی می چرخند.
اگر این دست از توفان ها در اقیانوس آرام غربی شکل بگیرند "تیفون" نامیده می شوند.
معمولاً، موقعی که یک تندباد بالای خشکی حرکت می کند (یا بالای آب های سرد اقیانوس حرکت می کند)، توفان شروع به ضعیف شدن می کند و به سرعت می میرد. چون که انرژی توفان از آب های گرم تأمین می شود.
به طور متوسط در هر سال حدود 100 گردباد استوایی در سراسر جهان به وجود می آید. 12 تا از این ها در اقیانوس آتلانتیک شکل می گیرند، 15 تا در اقیانوس آرام شرقی تشکیل می شوند و بقیه آنها در مناطق دیگر جهان رخ می دهند.
پرچم های دریایی ای که قایقرانان را از این که یک تندباد در راه است آگاه می کند، دو پرچم قرمز مربعی شکل است که هر یک مربعی مشکی در میان دارند.
تندبادها به چهار شرط نیاز دارند تا تشکیل شوند:
فشار پایین هوا
دمای گرم
هوای اقیانوسی مرطوب
بادهای گرمسیری (نزدیک به استوا)
تندبادها در مناطق گرمسیری، بالای آب های اقیانوس گرم (با دمای بیش از 80 درجه فارنهایت یا 27 درجه سانتی گراد) و در عرض جغرافیایی بین هشت درجه و 20 درجه تشکیل می شوند. این توفان های قدرتمند توانشان را از انرژی گرمی به دست می آورند که موقعی که بخار آب متراکم می شود آزاد می شود (به آب مایع-باران تغییر می دهد).
یک تندباد مقدمات زیادی را طی می کند تا توسعه پیدا کند.
1-یک تندباد به صورت یک موج گرمسیری شروع می شود، که یک پهنه در حال حرکت به سمت غرب با فشار پایین است.
2-هنگامی که هوای گرم و مرطوب در بالای اقیانوس در یک منطقه با فشار هوای پایین بالا می رود، هوای سرد از بالا جایگزین آن می شود. این بادهای توفانی قوی، باران سنگین و ابرهای رعد و برقی تولید می کنند که آشوب های گرمسیری نامیده می شود.
3-هنگامی که فشار هوا می افتد و بادهای ممتدی با سرعت 38 مایل در ساعت وجود دارد، فشار و فروافتادگی گرمسیری نامیده می شود.
4-موقعی که بادهای گردبادی با سرعت های از 39 تا 73 مایل در ساعت به طور ممتد می وزند، توفان گرمسیری نامیده می شوند (توفان ها موقعی که شروع می کنند که بادهایی با این سرعت داشته باشند نام هایی می گیرند).
5-توفان موقعی تندباد می شود که بادهای ممتدی با سرعت بالای 73 مایل در ساعت به وجود می آید.
پایان توفان
موقعی که تندباد بالای خشکی یا آب سرد حرکت می کند، منبع انرژیش (آب گرم) تمام می شود و توفان ضعیف می شود و بسرعت می میرد.
بادهای تندبادی بر خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت حول یک مرکز تقریباً گرد آرام به نام چشم می وزند. چشم، که تقریباً 20 تا 30 مایل پهنا دارد، نسبتاً آرام است و باران کمی دارد یا اصلاً بارانی ندارد. چشم گرم ترین بخش توفان است.
اطراف چشم دیواره چشم است، که یک دیواره ابرهای رعد و برقی است. دیواره چشم بیشترین باران را دارد و سرعت قوی ترین بادهای توفان تا 225 مایل در ساعت یا 360 کیلومتر در ساعت در توفان های شدید تخمین زده می شود. چشم های کوچک تر، بادهای قوی تری دارند. بادهای مارپیچی در جهت خلاف حرکت عقربه های ساعت به طرف داخل مرکز با فشار پایین توفان می وزند.
نوارهای طولانی ابرهای بارانی، به صورت مارپیچی به طرف دیواره چشم هستند. آنها نوارهای بارانی مارپیچی نامیده می شوند. تندبادها می توانند صدها مایل امتداد داشته باشند.
علاوه بر چرخش بادهایی با سرعت حداقل 74 مایل در ساعت، یک تندباد نسبتاً به آهستگی، معمولاً با سرعت های حدود 20 تا 25 مایل در ساعت، در سراسر اقیانوس یا خشکی حرکت می کند.
اگر شما در مسیری هستید که یک تندباد حرکت می کند، طرف راستتان معمولاً سریع ترین بادها را دارد و طرف چپ معمولاً بیشترین باران ها را دارد.
محل دقیق یک تندباد به آسانی به وسیله دانشمندان قابل ردگیری است. اما مسیر، سرعت و شدت یک توفان می تواند به سرعت تغییر کند. پیش بینی این که دقیقاً توفان در آینده به کجا حرکت می کند آسان نیست. پیش بینی هواشناسی می تواند مردم را از این آگاه کند که ممکن است یک توفان گرمسیری نزدیک شود. اما توفان می تواند ناگهان مسیرش را تغییر دهد.
خط حرکت یک توفان با استفاده از عکس های ماهواره ای و رادار قابل ردگیری است. شما می توانید عرض و طول جغرافیایی مرکز یک توفان را هنگامی که تندباد حرکت می کند تعیین کنید (خطوط عرض جغرافیایی به شرق و غرب می روند، خطوط طول جغرافیایی شمال و جنوب می روند.
سمبل هواشناسی برای تندباد این علامت است . سمبل هواشناسی برای یک توفان گرمسیری این علامت است
.
تیر (عطارد) نزدیک ترین سیاره به خورشیداست. این سیاره کوچک خاکی تقریباً هیچ جوی ندارد.
به خاطر اندازه کوچک و نزدیک بودن فاصله تیر به خورشید سخت است که این سیاره را از زمین بدون تلسکوپ ببینیم.
در زمان های مشخصی از سال می توان تیر را درست بعد از غروب خورشید در ارتفاع پایینی در غرب آسمان دید.
در مواقع دیگر عطارد درست قبل از طلوع خورشید در شرق آسمان در ارتفاع پایینی دیده می شود.
اولین تصویر فضاپیمای مرینر10 از تیر
قطر تیر 3032 مایل یا 4879 کیلومتر یعنی حدود دو پنجم قطر زمین است. این سیاره بکوچک ترین سیاره منظومه شمسی است. (تا پیش از این که پلوتون سیاره کوتوله نامیده شود، پلوتون کوچک ترین سیاره اصلی منظومه شمسی بود. تیر فقط اندکی از ماهبزرگ تر است.
مدار
زمین هر 365 روز یک بار به دور خورشید می گردد. در حالی که تیر هر 88 روز یک بار به دور خورشید می گردد. سرعت گردش عطارد در فضا 30 مایل در ثانیه (48 کیلومتر در ثانیه) است که از این نظر سرعت هیچ سیاره ای به پای آن نمی رسد.
دما
مقادیر دما در تیر بسیار متفاوت است. نزدیکی زیاد این سیاره به خورشید باعث می شود دما در سطح آن به 450 درجه سانتی گراد یا 840 درجه فارنهایت نیز برسد. از نظر دما فقط ناهید از تیر داغ تر است. اما به خاطر این که تیر مقدار کافی گاز در جوش ندارد و تقریباً هیچ جوی ندارد که گرما را نگه دارد، دمای آن در شب ممکن است به 170- درجه سانتی گراد یا 275- درجه فارنهایت سقوط کند. به این ترتیب دما در تیر بسیار متغیر است.
جرم و تراکم
تراکم یا چگالی (نسبت جرم به حجم) تیر کمتر از زمین است. یعنی سنگینی یک تکه از تیر کمتر از سنگینی حجم همان تکه از زمین است. تیر کوچک تر از زمین است و بنابراین جرم خیلی کمتری هم نسبت به زمین دارد. تراکم کمتر تیر نیروی جاذبه آن را نسبت به زمین کمتر کرده است. به طوری که این جاذبه فقط 0.38 میران جاذبه زمین است. به این ترتیب وزن یک شیء 45 کیلوگرمی بر روی زمین، بر روی تیر فقط 17 کیلوگرم می شود. برای این که بفهمید وزنتان در تیر چقدر است آن را در عدد 0.38 ضرب کنید.
پرواز به سوی تیر
فضاپیمای مارینر10 اولین و تنها فضاپیمایی است که به تیر رسیده. این فضاپیما درسال 1973 و 1974 از تیر بازدید کرد. کمتر از نیمی از سطح تیر به وسیله این فضاپیما نقشه برداری شد. در سال 2004 ایالات متحده فضاپیمای مسنجر (Messenger) را برای نقشه برداری از سطح آن، بررسی ترکیبات، ساختمان داخلی و حوزه مغناطیسی تیر به سوی این سیاره فرستاد.
تصویری از مارینر10 تنها فضاپیمایی که تاکنون به تیر رسیده
در منظومه شمسی ما سیاره ناهید (زهره) بعد از تیر (عطارد) دومین سیاره نزدیک به خورشید است. ناهید داغ ترین سیاره در منظومه شمسی ما است. این سیاره با ابرهای اسید سولفوریکی که به سرعت در حال چرخش و حرکتند پوشیده شده که گرمای خورشید را به دام می اندازند. جو ناهیدبیشتر از دی اکسید کربن تشکیل شده. با این که ناهید هسته آهنی دارد ولی فقط یک حوزه مغناطیسی خیلی ضعیف دارد.
ناهید ماه ندارد.
سطح ناهید با امواج رادیویی ای که از فضاپیمای در حال گردش دریافت شده، اسکن شده. رنگ ها هم براساس عکس هایی که به وسیله این سفینه گرفته شده به دست آمده. (عکس از ناسا)
ناهید سیاره ای است که انسان در جو سمی اش خفه می شود، در گرمای بسیار زیادش پخته می شود و در فشار جوی وحشتناکش خرد می شود. این سیاره در هنگام سپیده دم و نیز غروب خورشید کاملاً درخشان و به خوبی قابل مشاهده است. به خاطر همین به ستاره بامداد یا ستاره شامگاه معروف است.
این سیاره وقتی به خورشید نزدیک تر می شود، از زمین فقط در هنگام سپیده دم و غروب قابل مشاهده است.
اندازه
دما
جرم و تراکم
ناهید حدود چهار پنجم جرم زمین را دارد. نیروی جاذبه روی ناهید کمتر از زمین است. به همین دلیل وزن یک شیء 45 کیلوگرمی بر روی زمین، روی ناهید به حدود 40 کیلوگرم می رسد. ناهید همچنین نسبت به زمین تراکم کمتری دارد. یعنی وزن تکه ای از ناهید کمی کمتر از وزن همان تکه از زمین است. ناهید بعد از زمین و تیر (عطارد) متراکم ترین سیاره منظومه شمسی ما است.
مدار
مدار ناهید بیشتر دایره ای شکل است تا بیضی شکل. در حالی که مدار بیشتر سیارات دیگر بیضی شکل است.
طول روز و سال
ناهید خیلی آهسته می گردد. هرروز روی ناهید 243 روز زمینی طول می کشد. 225 روز زمینی یا 71.2 ماه هم طول می کشد تا ناهید یک بار به دور خورشید بگردد و یک سال پدید آید. موقعی که ناهید و زمین نزدیک یکدیگرند، ما همیشه یک طرف ناهید را می بینیم.
فازها
سطح و جو
گرچه ناهید قل زمین نامیده می شود، ولی وضعیت سطحش خیلی با زمین فرق می کند. زمین شناسان به سختی درباره سطح ناهید چیزی آموخته اند. چون این سیاره با ابرهای ضخیمی از اسید سولفوریک پوشیده شده. در نتیجه دانشمندان از رادار، تجهیزات ستاره شناسی رادیویی و کاوشگرهایی که به ناهید می روند برای به دست آوردن اطلاعات استفاده می کنند.
به این ترتیب آنها متوجه شده اند که سطح ناهید بسیار داغ و خشک است. هیچ آب مایعی در این سیاره وجود ندارد. چون گرمای زیاد باعث می شود که هر مایعی در ناهید بجوشد.
کوهی روی ناهید. (عکس از ناسا)
اولین فضاپیمایی که به ناهید رفت
ونرا3 (Venera3) اولین فضاپیمایی بود که به ناهید رسید. این فضاپیمای اتحاد شوروی سابق در سال 1965 به ناهید فرستاده شد. در سال 1966 به ناهید رسید و کپسولش با چتر نجات روی سیاره فرود آمد. اما درست قبل از این که به جو ناهید وارد شود تماس با این فضاپیما قطع شد. برای کسب اطلاعات در زمینه سفرهایی که به ناهید انجام شده اینجا را کلیک کنید.
چرخش زمین حول محور خود در مدت 24 ساعت، یکی از ویژگی هایی است که باعث شده در سیاره ما حیات وجود داشته باشد. این چرخش موجب شده دمای زمین هنگامی که در نور خورشید غرق می شود و یا در تاریکی شب مناسب باشد و در بیشتر نقاط زمین امکان حیات وجود داشته باشد.
هر سیاره ای در منظومه شمسی ما سرعت چرخش منحصر به فرد خودش را دارد. تیر (عطارد) که سیاره ای کوچک است، نزدیک ترین سیاره به خورشید و بسیار گرم است. 59 روز زمینی طول می کشد تا این سیاره فقط یک بار به دور خورشید بگردد. ناهید (زهره)، از نظر فاصله از خورشید سیاره دوم است. این سیاره در هر 243 روز زمینی یک بار به دور خورشید می گردد. علاوه بر این جهت حرکت ناهید در مدارش به دور خورشید برعکس است. این شرایط را اورانوس و سیاره کوتوله پلوتون هم دارند.
به طورکلی چرا زمین و سایر سیارات می چرخند؟ درک این موضوع به ما کمک می کند بفهمیم منظومه شمسی ما چگونه شکل گرفته. تقریباً پنج میلیارد سال پیش، منظومه شمسی ما از ابر عظیمی از گرد و غبار و گاز شروع به تشکیل شدن کرد. این ابر عظیم، در حالی که در داخل یک دیسک عظیم مسطح سریع تر و سریع تر می چرخید شروع به فروریختگی در خود کرد. خورشید در مرکز شکل گرفت و گاز و گرد و غبار در حال چرخش در بقیه دیسک با هم دسته شدند به طوری که سیارات، ماه ها، سیارک ها، ستاره های دنباله دار و .. تشکیل شدند. دلیل این که این همه اشیا تقریباً در یک صفحه (به نام دایره البروج) و در یک جهت به دور خورشید می گردند این است که همگی از همان دیسک تشکیل شده اند.
زمانی که سیارات در حال شکل گیری بودند، در منظومه شمسی ما آرامش وجود نداشت. توده های مواد، از تمام اندازه ها، اغلب به هم برخورد می کردند، یا به هم می چسبیدند و یا از همدیگر جدا می شدند، قطعاتی رها می شدند و همدیگر را می چرخاندند. گاهی اوقات نیروی جاذبه (گرانش) اجسام بزرگ باعث می شد، اشیای کوچک تر در مداری به دام بیفتند. این می تواند یکی از راه هایی باشد که سیارات اقمار خود را به دست آورده باشند.
دانشمندان فکر می کنند که یک شیء بزرگ، شاید به اندازه مریخ، در دوره جوانی سیاره ما بر آن تأثیر گذاشته باشد. به طوری که زمین بخشی از موادش را بیرون انداخته که همین موضوع در نهایت به تشکیل ماه منجر شده. این برخورد باعث شده که زمین با سرعت بیشتری بچرخد. دانشمندان حدس می زنند در ابتدای حیات زمین یک روز فقط حدود 6 ساعت بوده.
به طور کلی آن چه که سرعت چرخش زمین را کند می کند، از دست دادن انرژی به خاطر اثرات جزر و مدی ماه است. انسان از اثرات جزر و مدی استفاده می کند تا طول روز در دوران پیش از تاریخ را اندازه گیری کند.
وقتی
ماه شکل می گرفته میزان فاصله اش با زمین خیلی کمتر از حالا بوده. همان
طور که زمین می چرخد، نیروی جاذبه ماه باعث می شود که اقیانوس ها بالا و
پایین بروند. (خورشید نیز این نقش را دارد اما نه به اندازه ماه.) کمی
اصطکاک بین جزر و مد و چرخش کره زمین وجود دارد که باعث می شود سرعت چرخش
زمین اندکی آهسته شود. همان طور که سرعت چرخش زمین کند می شود، ماه هم از
زمین دورتر می شود.
ما می توانیم از ساعت های اتمی بسیار دقیقی استفاده کنیم تا به طور دقیق اندازه گیری کنیم چه مقدار از سرعت چرخش زمین کاسته شده. یک صد سال بعد طول یک روز حدود 2 میلی ثانیه طولانی تر از امروز خواهد بود. دو میلی ثانیه یک پانصدم ثانیه است. این میزان خیلی کمتر از مدت زمان چشمک زدن با یک چشم است. بنابراین، اگر شما 100 سال دیگر هم زنده باشید، نمی توانید از کوتاه تر شدن روزها شکایت کنید. با این سرعت تغییرات خیلی زیادی رخ نمی دهد.
مریخ از نظر فاصله از خورشید چهارمین سیاره منظومه شمسی است. مریخ یکی از همسایه های دیوار به دیوار زمین در فضا است! مریخ هم مثل بقیه اجزای منظومه شمسی، 4.6 میلیارد سال پیش متولد شده است. اندازه مریخ نصف اندازه زمین است.
سطح مریخ
دانشمندان شواهد محکمی پیدا کرده اند که نشان می دهد زمانی آب روی سطح مریخ جاری بوده است.
اندازه
ترکیب سیاره ای
دانشمندان هنوز مطلب زیادی درباره مریخ نمی دانند. یک روش خوب برای مطالعه مریخ، کار گذاشتن شبکه ای از گیرنده های حرکتی به نام سیسمومتر روی سطح مریخ است. این ابزار، حرکات کوچک روی سطح را اندازه گیری می کند. دانشمندان این ابزار را به کار می گیرند تا درباره لایه های زیرین هم اطلاعاتی به دست آورند. محققان از این تکنیک معمولاً برای مطالعه داخل زمین استفاده می کنند.
دانشمندان چهار منبع کسب اطلاعات درباره داخل مریخ دارند. 1- محاسبه تراکم، جرم، نیروی جاذبه و مواد در حال گردش سیاره. 2- دانش به دست آمده درباره سیاره های دیگر. 3- تجزیه و تحلیل شهاب سنگ هایی که روی زمین می افتند 4- داده هایی که به وسیله سفینه های فضایی در حال گردش جمع آوری می شود. به این ترتیب دانشمندان فکر می کنند که مریخ شاید مثل زمین سه لایه اصلی داشته باشد.
جرم و تراکم و نیروی جاذبه
مدار مریخ
فاصله بین زمین و مریخ هم به موقعیت دو سیاره در مدارشان بستگی دارد. موقعی که این فاصله کم است میزان آن به 54500000 کیلومتر می رسد و وقتی فاصله زیاد است به 401300000 کیلومتر بالغ می شود.
کجی محور مریخ، مثل زمین، باعث می شود مقدار نور خورشیدی که روی بخش های مشخصی از سیاره می افتد در طول سال خیلی متفاوت باشد. در نتیجه مریخ هم مثل زمین فصل دارد.
طول روز و سال در مریخ
مثل زمین، مریخ هم از غرب به شرق حول محورش می چرخد. روز خورشیدی روی مریخ 24 ساعت و 39 دقیقه و 35 ثانیه است. این مدت، مدت زمانی است که در آن مریخ یک بار دور خودش می چرخد. یک روز زمینی 24 ساعت طول می کشد. یعنی هر روز روی مریخ 1.03 روز زمینی طول می کشد.
یک سال روی مریخ 687 روز زمینی به طول می انجامد. این زمان مدتی است که مریخ یک بار دور خورشید می گردد.
دما
متوسط دمای سطح مریخ 81- درجه فارنهایت (63- درجه سانتی گراد) است. تنوع دما از 68 درجه فارنهایت (20 درجه سانتی گراد) تا 220- درجه فارنهایت (140- درجه سانتی گراد) متغیر است. مریخ خیلی سردتر از زمین است.
هنگامی که جو گرد و غبار زیادی دارد، دمای جو می تواند گرم تر از حد طبیعی شود. چون گرد و غبار نور خورشید را جذب می کند و سپس بیشتر گرمای به دست آورده را به گازهای جو انتقال می دهد.
صورت ماه
ماه های مریخ
مریخ دو تا ماه دارد. فوبوس و دیموس. آنها احتمالاً سیارک هایی هستند که به مدار مریخ کشیده شده اند.
لایه های مریخ
پوسته: دانشمندان حدس می زنند که متوسط ضخامت پوسته مریخ 30 مایل (50 کیلومتر) است. احتمالاً ضخامت پوسته در شمال باریک تر از جنوب است.
بیشتر پوسته شاید از یک سنگ آتشفشانی به نام بازالت تشکیل شده باشد که غنی از آهن است. وجود بازالت در پوسته زمین و ماه هم عادی است. بعضی از سنگ های پوسته ای مریخ، به ویژه در نیمکره شمالی ممکن است شکلی از "آندزیت" (andesite) باشد که نوعی دیگر از سنگ آتشفشانی است که باز هم در روی زمین یافت می شود.
تفاوت آندزیت با بازالت در این است که آندزیت سیلیکات دارد ولی بازالت ندارد. سیلیکات از سیلیکون و اکسیژن تشکیل شده.
گوشته (mantle): ترکیبات تشکیل دهنده مریخ مشابه گوشته زمین است و عمدتاً از سیلیکون، اکسیژن، آهن و منیزیوم تشکیل شده. منبع گرمای داخل مریخ شاید مشابه منبع گرمای داخل زمین باشد. این گرما از شکستن هسته اتم های عناصری مثل اورانیوم، پتاسیم و توریوم ناشی می شود. به خاطر گرمای رادیو اکتیویته، متوسط دمای گوشته مریخ ممکن است 2700 درجه فارنهایت (1500 درجه سانتی گراد) باشد.
هسته: احتمالاً هسته مریخ از آهن، نیکل و سولفور تشکیل شده. تراکم مریخ اشاراتی به اندازه هسته آن می کند. تراکم مریخ کمتر از تراکم زمین است. بنابراین شعاع هسته مریخ باید کوچک تر از شعاع هسته زمین باشد. شعاع هسته مریخ شاید بین 900 و 1200 مایل (1500 و 2000 کیلومتر) باشد. برخلاف زمین که بخشی از هسته اش مذاب است، ممکن است که هسته مریخ جامد باشد.
دانشمندان حدس می زنند که هسته مریخ جامد باشد چون که مریخ حوزه مغناطیسی قابل توجهی ندارد. حوزه مغناطیسی اثری است که یک شیء مغناطیسی در نواحی اطرافش به جا می گذارد. وجود حرکت در داخل هسته مذاب سیاره، هسته را شیئی مغناطیسی می کند. این حرکت در هسته مذاب هم با چرخش سیاره ایجاد می شود.
بعضی از داده ها از وجود سنگ های مغناطیسی قوی تر در میان سنگ های قدیمی مریخ حکایت دارد. بنابراین شاید در گذشته های دور داخل مریخ داغ تر بوده و این سیاره هسته مذاب داشته است.
جو
در سطح مریخ فشار جوی 0.7 درصد فشار جو در سطح زمین است. وقتی روی مریخ فصل ها تغییر می کنند، فشار جوی در سطح آن 20 تا 30 درصد تغییر می کند. این به بیضی بودن زیاد مدار مریخ برمی گردد. مریخ در طول زمستان نسبت به تابستان حدود 20 درصد به خورشید نزدیک تر است. به خاطر همین در یک سال مریخی، کلاه قطبی شمالی نسبت به کلاه قطبی جنوبی دی اکسید کربن بیشتری جذب می کند.
ذخایر زیادی از دی اکسید کربن یخ زده در قطب های شمال و جنوب مریخ وجود دارد. در طول فصل گرما بخشی از کلاه قطبی ذوب می شود و دی اکسید کربن آزاد می شود. در طول فصل سرما بخشی از کلاه قطبی یخ می زند و دی اکسید کربن جو کم می شود.
مقدار زیادی ذرات گرد و غبار معلق در جو مریخ وجود دارد. این ذرات که حاوی مقدار زیادی اکسید کربن است، نور آبی را جذب می کند. بنابراین آسمان آبی کمی دارد و رنگش به صورتی-زرد می زند.
ابرهای مریخ
در جو مریخ ابرهای باریکی که از ذرات دی اکسید کربن یخ زده تشکیل شده اند می توانند در عرض های جغرافیایی بالا شکل بگیرند. علاوه بر ابرها وجود مه رقیق و ذرات یخ آب هم در مریخ معمول است. مه و بخار مخصوصاً در اول صبح معمول است. در این زمان دما به کمترین میزان خود می رسد و بخار آب بیشتر به هم فشرده می شود.
باد و توفان های گرد و غبار
در مریخ فشردگی یا تبخیر دی اکسید کربن در قطب ها، گردش هوا را تحت تأثیر قرار می دهد. موقعی که زمستان شروع می شود، دی اکسید کربن جو در قطب ها به هم فشرده می شود و بیشتر دی اکسید کربن به قطب ها می رود تا در آنجا مستقر شود. موقعی که بهار از راه می رسد، برفک دی اکسید کربن تبخیر می شود و در نتیجه گاز از قطب ها به جاهای دیگرجریان پیدا می کند.
بیشتر بادهای روی سطح مریخ آرامند و سرعت هایی در حدود شش مایل در ساعت (10 کیلومتر در ساعت) دارند. بادهای تندی با سرعت 55 مایل در ساعت (90 کیلومتر در ساعت) هم مشاهده شده اما به هر صورت این تندبادها هم نسبت به بادهایی با همان سرعت در زمین نیروی خیلی کمتری دارند و این به خاطر تراکم کمتر جو مریخ است.
جو سیاره مریخ هم مثل جو زمین ابرهایی دارد و یک رسوب یخ نیز در قطب شمالش وجود دارد
بادهای کوچک و چرخان می توانند گرد و غبار را از سطح مریخ بلند کنند. این بادها توفان های کوچک ولی موذی ای مثل ترنادو درست می کنند. توفان های گرد و غباری بزرگ وقتی به وجود می آید که باد گرد و غبار را به سمت بالای جو می برد. گرد و غبار نور خورشید را جذب می کند و هوای اطراف را گرم می کند. هنگامی که گرمای هوا بیشتر می شود، بادهای بیشتری به وجود می آید و گرد و غبارهای بیشتری را بالا می برد. در نتیجه توفان قوی تر می شود.
توفان های گرد و غبار با مقیاس های بزرگ تر، می توانند منطقه ای به وسعت بیش از 200 مایل (320 کیلومتر) تا چند هزار کیلومتر را در بربگیرند. بزرگ ترین توفان ها ممکن است تمام سطح مریخ را بپوشانند. این توفان ها اندازه غیر معمولی ندارند ولی ممکن است چند ماه به طول انجامند. قوی ترین توفان ها تقریباً تمام سطح مریخ را از نظرها پنهان می کنند. چنین توفان هایی در سال 1971 و 2001 رخ دادند.
هر موقع مریخ بیشتر به خورشید نزدیک می شود، توفان های گرد و غبار معمول تر می شود. دلیل این که در این شرایط توفان های بیشتری رخ می دهند این است که خورشید جو مریخ را بیشتر گرم می کند.
چرا رنگ مریخ سرخ است؟
اگر از زمین نگاه کنیم، رنگ مریخ نارنجی مایل به قرمز براق و روشن است. این رنگ به خاطر این است که خاک مریخ از مواد معدنی غنی از آهن تشکیل شده. این رنگ همچنین شبیه به رنگ زنگ زدگی است که به خاطر ترکیب آهن و اکسیژن است.
برخلاف زمین، در سطح مریخ آب مایع وجود ندارد. رنگ نارنجی مایل به قرمز مریخ از مقدار زیاد آهنی که در خاکش وجود دارد ناشی می شود. عکس از سایت ناسا
درباره ی سیاره پلوتون بیشتر بدانیم
پلوتون تا پیش از این تصمیم دورترین سیاره منظومه شمسی از خورشید در نظر گرفته می شد. پلوتون را نمی توان بدون تلسکوپ دید. ستاره شناسان پلوتونرا با استفاده از علم ریاضیات کشف کردند.
در سال 1996 ستاره شناسان اولین تصاویر با جزییات را از سطح پلوتون منتشر کردند. تصاویر به وسیله تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده بود و حدود 12 منطقه تاریک و روشن بزرگ را نشان می داد.
تا قبل از سال 2006 که پلوتون به عنوان سیاره کوتوله طبقه بندی شد، به عنوان کوچک ترین سیاره منظومه شمسی ما در نظر گرفته می شد. پلوتون کوچک تر از سیارات منظومه شمسی ما، بسیاری از ماه ها و حتی ماه زمین است. ما فقط عکس هایی از سطح آن داریم. حتی تلسکوپ فضایی هابل که به دور زمین می گردد فقط می تواند عکس هایی از آن به دست بیاورد. زیرا پلوتون خیلی از ما دور است. هنوز هیچ فضاپیمایی هم به سوی پلوتون فرستاده نشده. در سال 2015 یک فضاپیما به نام "نیوهوریزونز" که در سال 2006 به وسیله ناسا به فضا فرستاده شد، از پلوتون بازدید خواهد کرد.
پلوتون به قدری از زمین دور است که حتی تلسکوپ های قوی هم جزییات کمی را از سطحش آشکار می کنند. تلسکوپ فضایی هابل نورها را جمع کرده تا عکسی از پلوتون به دست آید
اندازه
طول روز و سال روی پلوتون
هر روز روی پلوتون 6.39 روز زمینی طول می کشد. هر سال روی پلوتون 247.7 سال زمینی به طول می انجامد. یعنی 247.7 سال زمینی طول می کشد تا پلوتون یک بار دور خورشید بگردد.
دمای پلوتون
سطح پلوتون یکی از سردترین مکان های منظومه شمسی ما است. ستاره شناسان عقیده دارند دما در سطح پلوتون ممکن است حدود 375- درجه فارنهایت یا 225- درجه سانتی گراد باشد.
ترکیب سیاره ای
صدها نوع مختلف از سلول ها در بدن وجود دارد و ساختار یک سلول کاملاً برای نقشی که انجام می دهد مناسب است. به عنوان مثال، سلول های دستگاه گوارش از نظر ساختاری و عملکردی با سلول های سیستم اسکلتی متفاوتند...
تریلیون ها سلول در تمام اشکال و اندازه ها در بدن انسان وجود دارد. این ساختارهای ریز، واحد پایه ای موجودات زنده اند.
سلول ها بافت ها راتشکیل می دهند، بافت ها اندام ها را تشکیل می دهند، اندام ها، دستگاه های بدن را شکل می دهند، و دستگاه های بدن در یک موجود زنده با هم کار می کنند.
صدها نوع مختلف از سلول ها در بدن وجود دارد و ساختار یک سلول کاملاً برای نقشی که انجام می دهد مناسب است. به عنوان مثال، سلول های دستگاه گوارش از نظر ساختاری و عملکردی با سلول های سیستم اسکلتی متفاوتند. این تفاوت ها مهم نیستند چراکه سلول های بدن به طور مستقیم یا غیر مستقیم به یکدیگر وابسته اند، تا بدن عملکردش را به عنوان یک واحد انجام دهد. در زیر نمونه هایی از انواع سلول های بدن ذکر می شود.
1-سلول های بنیادی
سلول های بنیادی، سلول های منحصر به فرد بدن هستند. آنها غیرتخصصی اند و قادرند به سلول های تخصصی تبدیل شوند و اندام ها و یا بافت های خاصی ایجاد کنند. سلول های بنیادی قادرند برای پر کردن و تعمیر بافت چند بار تقسیم و تکثیر شوند. دانشمندان در زمینه سلول های بنیادی تحقیقاتی انجام می دهند و بدین وسیله در تلاشند از خواص تجدید شوندگی و باز نو شدن سلول های بنیادی استفاده کنند و از آنها برای ترمیم بافت ها، پیوند اعضا و درمان بیماری ها بهره برند.
3-سلول های چربی
سلول های چربی، جزء اصلی تشکیل دهنده بافت چربی هستند. سلول های چربی حاوی قطرات چربی (تری گلیسرید) ذخیره شده هستند که می تواند برای انرژی زایی مورد استفاده قرار گیرد. هنگامی که چربی ذخیره می شود، سلول های چربی متورم و گرد می شوند. وقتی چربی مورد استفاده قرار می گیرد، اندازه این سلول ها کوچک می شود. سلول های چربی وظیفه غدد درون ریز را نیز انجام می دهند چراکه هورمون هایی تولید می کنند که سوخت و ساز هورمون های جنسی، تنظیم فشار خون، حساسیت به انسولین، ذخیره سازی و استفاده از چربی، لخته شدن خون و پیام رسانی سلولی را تحت تاثیر قرار می دهند.
4-سلول های پوست
پوست از لایه ای از بافت اپی تلیال (اپیدرم) تشکیل شده که به وسیله یک لایه از بافت همبند (درم) و یک لایه زیر جلدی پشتیبانی می شود. خارجی ترین لایه پوست از سلول های سنگفرشی اپیتلیوم مسطح تشکیل شده که پیوند نزدیکی با هم دارند. پوست از ساختارهای داخلی بدن در مقابل آسیب ها محافظت می کند، از کم آبی بدن جلوگیری می کند، به صورت مانعی در مقابل میکروب ها عمل می کند، چربی را ذخیره می کند و ویتامین ها و هورمون هایی تولید می کند.
6-سلول های عصبی
سلول های عصبی یا نورون ها واحد پایه ای سیستم عصبی هستند. اعصاب از طریق تکانه های عصبی، سیگنال ها را میان مغز، نخاع و سایر اندام های بدن ارسال می کنند. یک نورون شامل دو بخش عمده است: بدنه سلول و فرایندهای عصبی. بدنه مرکزی سلول شامل هسته نورون، همراه با سیتوپلاسم و اندامک ها است. فرایندهای عصبی برآمدگی هایی «انگشت مانند» هستند (آکسون و دندریت ها) که از بدنه سلول ها ادامه می یابند و قادرند سیگنال ها را به جریان بیندازند و نقل و انتقال دهند.
7-سلول های جنسی
سلول های جنسی یا گامت ها سلول های تولید مثلی تولید شده در غدد تناسلی مرد و زن هستند. سلول های جنسی مردانه یا اسپرم ها متحرکند و یک دم بلند برآمده به نام تاژک دارند. سلول های جنسی زن و یا تخم ها غیر متحرکند و در مقایسه با گامت نر نسبتاً بزرگند. در تولید مثل جنسی، سلول های جنسی در طی دوران لقاح به هم می پیوندند تا فرد جدیدی را تشکیل دهند. گامت ها به وسیله میوز تولید می شوند در حالی که سلول های دیگر بدن از راه میتوز تکثیر می شوند.
8-سلول های سرطانی
سرطان نتیجه به وجود آمدن ویژگی های غیر طبیعی در سلول های طبیعی است به طوری که سلول های طبیعی به شکل بدون کنترل شروع به تقسیم می کنند و به جاهای دیگر گسترش می یابند. ایجاد سلول های سرطانی می تواند بر اثر جهش ایجاد شود. جهش ها بر اثر عواملی مانند مواد شیمیایی، اشعه، نور ماورای بنفش، اشتباهات در تکرار کروموزوم ها یا عفونت ویروسی رخ می دهند. سلول های سرطانی حساسیتشان را به پیام های ضد رشد از دست می دهند، به سرعت تکثیر می شوند و توانایی شان در انجام آپوپتوز یا مرگ سلولی برنامه ریزی شده را نیز از دست می دهند.
فوتون یکی از ساختارهای بینادی جهان است. در مقام یک ذره ابتدایی اصلی، فوتون به صورت یکی از نیروهای اصلی در داخل میدان مغناطیسی عمل می کند و در فیزیک ذرات واحد بینادی نور در نظر گرفته می شود.
فوتون ها اولین بار در قرن بیستم به وسیله ماکس پلانک عنوان بسته “packets” انرژی شناسایی شدند و او آنها را به عنوان
کوانتا quanta منتسب کرد. کار او را آلبرت اینشتین تعقیب کرد. اینشتین در سال 1905 این بسته ها را به صورت امواج
الکترومغناطیسی شناسایی کرد. شیمیدانی به نام گیلبرت لویس، درنهایت در سال 1926 با شناسایی ذراتی که یک عنصر پایه ای جهان هستند نام فوتون ها را برای این ذرات ابداع کرد که نه می شود ایجادشان کرد و نه نابود می شوند.
خواص مشخصی در فوتون ها وجود دارد که آنها را در مقایسه با دیگر ذرات بنیادی منحصر بفرد کرده است. اول این که یک فوتون
خودش حاوی جرمی نیست. همچنین هیچ بار الکتریکی ای ندارد و از آن جایی که زیر ذرات subparticles کوچک تری ندارد در داخل
فضای خالی ( empty space ) فاسد نمی شود. موقعی که یک بار، یا مثبت یا منفی، شتابی نزدیک به سرعت نور می گیرد،
اشعه سینکروترون synchrotron (این اشعه، اشعه ای الکترومغناطیسی است) ایجاد می شود که باعث می شود فوتون ها آزاد
شوند. به علاوه فوتون ها می توانند موقعی که انرژی مولکول ها، اتم ها یا هسته به سطح بالاتر تغییر می کند، ساطع شوند.
طبقفیزیک کوانتومی موقعی که نابودی الکترون- پزیترون ( electron-positron ) رخ می دهد، به این معنی که ذره و ضد ذره
حذف می شوند، نور فوتون هم ساطع می شود.
به این خاطر که فوتون ها هر دو خاصیت موجی و ذره ای را نشان می دهند، شماری از کاربردها را در صنعت و تکنولوژی دارند.
کوارک ها و الکترون ها ریزترین ذرات شناخته شده جهان هستند. کوارک یک ذره زیراتمی است و جزء سازنده کل خانواده هادرون ها (پروتون ها، نوترون ها، پایون ها (pions) و غیره) است.
هادرون ها ذرات زیراتمی (مانند نوترون ها و بروتون ها) هستند که از کوارک تشکیل شده اند و با هم کنش های قوی دارند.
پایون ها ذرات زیراتمی هستند که جرم آنها 270 برابر جرم الکترون ها است.
در هر پروتون سه کوارک و در هر نوترون سه کوارک وجود دارد. چنان که می دانیم پروتون ها و نوترون ها خودشان بخش های تشکیل دهنده اتم ها هستند. ما نمی توانیم یک کوارک را حتی با یک میکروسکوپ الکترونی مشاهده کنیم، اما می دانیم که کوارک ها باید وجود داشته باشند چرا که تنها راه برای توضیح اتفاقاتی هستند که دانشمندان در حین انجام آزمایش های خاصی مشاهده می کنند.
اولین کوارک احتمالاً در هنگام انفجار بزرگ یعنی درست در آغاز جهان به وجود آمده است. در آن زمان هیچ چیزی در فضا وجود نداشت مگر تعداد زیادی از الکترون ها، کوارک ها، پوزیترون ها و ضد کوارک ها. اما کوارک ها دوست ندارند تنها باشند، بنابراین در کمتر از یک ثانیه بعد از انفجار بزرگ، کوارک ها به هم متصل شدند تا پروتون ها و نوترون ها را تشکیل دهند. پس از کمتر از پنج دقیقه، پروتون ها و نوترون ها همراه با الکترون ها به هم پیوستند تا اتم های هیدروژن و هلیوم را بسازند.
شش نوع کوارک وجود دارد -کوارک بالا، کوارک پایین، کوارک شگفت، کوارک افسون، کوارک ته و کوارک سر (دو تای آخری گاهی حقیقت و زیبایی نیز نامیده می شوند). این اسامی واقعاً هیچ معنایی ندارد. آنها فقط نام هایی هستند که به انواع مختلف کوارک ها داده شده اند. یک پروتون از دو کوارک بالا و یک کوارک پایین ساخته شده و یک نوترون از دو کوارک پایین و یک کوارک بالا ساخته شده. نیرویی به نام نیروی هسته ای قوی، کوارک ها را کنار هم نگه می دارد. کوارک های بالا جرم دارند، اما بیشتر جرم یک پروتون از نیروی هسته ای قوی خودش ناشی می شود تا از کوارک ها.
کوارک ها هرگز به صورت «آزاد» وجود ندارند. آنها همیشه به صورت جفت یا سه تایی ظاهر می شوند. به نظر می رسد دلیل این که کوارک ها به صورت آزاد نیستند این باشد که در واقع با افزایش فاصله کوارک ها نیروی بین آنها افزایش می یابد (بر خلاف گرانش، الکترومغناطیس و غیره). بنابراین اگر تلاش کنید دو کوارک را از هم جدا کنید، باید انرژی صرف کنید. اگر انرژی کافی صرف کنید در نهایت آن دو کوارک به دو کوارک دیگر تبدیل می شوند و کار شما به این ترتیب به اتمام می رسد که به ازای هر کوارک دو ذره جدید کوارک خواهید داشت.